تخریب کرده اند حرم و بارگاهتان

آنها که زنده اند به لطف نگاهتان

 بر روی مهربانیتان چشم بسته اند

با خود نگفته اند چه بوده گناهتان

 از نسل هیزم آورشان که عجیب نیست

آتش زنند دوباره  دل پر ز آهتان

روز سقیفه بود اگر بی حرم شدید

یا بین کوچه بود که بستند راهتان

اول زدند مادر و بعدش حسینتان

افتاد بین تیغ و نیزه و شد قتلگاهتان

وقتی رسید یوسف کنعان فاطمه

با او بنا کنیم حرم دلبخواهتان

فعلا نشسته است و زغم آه می کشد

کنج بقیع در شب تار و سیاهتان

شاعر: ابولفضل خدابنده

ارسال دیدگاه